<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فیزیولوژی ورزشی  گروه‌های خاص</title>
    <link>https://rsph.uma.ac.ir/</link>
    <description>فیزیولوژی ورزشی  گروه‌های خاص</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مقایسه تعادل کودکان6-12 ساله نابینا، ناشنوا و عادی با استفاده از مقیاس تعادلی برگ</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4051.html</link>
      <description>چکیده زمینه و هدف: تعادل انسان نیازمند تعامل هماهنگ بین سیستم‌های حسی و حرکتی است. کودکان نابینا و ناشنوا به دلیل کمبود برخی ورودی‌های حسی، ممکن است در حفظ تعادل و کنترل حرکتی چالش داشته باشند. هدف این مطالعه، بررسی و مقایسه عملکرد تعادلی کودکان نابینا و ناشنوا با کودکان سالم با استفاده از مقیاس تعادلی برگ کودکان (PBS) است.مواد و روش‌ها: پژوهش از نوع توصیفی &amp;amp;ndash; مقایسه‌ای بود و شامل نمونه‌های هدفمند از کودکان نابینا، ناشنوا و سالم بود. تعادل کودکان با استفاده از مقیاستعادلی برگ کودکان ارزیابی شد که شامل ۱۴ آیتم مرتبط با عملکردهای روزمره است. برای تحلیل داده‌ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.یافته‌ها: آزمون آنالیز واریانس تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها نشان داد (p &amp;amp;gt; 0.001). آزمون تعقیبی نشان داد که تفاوت بین کودکان نابینا و ناشنوا (-6.38، p &amp;amp;gt; 0.001) و بین کودکان نابینا و سالم (-6.89، p &amp;amp;gt; 0.001) معنی‌دار بود، در حالی‌که تفاوت بین کودکان ناشنوا و سالم (-0.51، p = 0.243) معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری: کودکان نابینا کمترین عملکرد تعادلی را نشان دادند، در حالی که کودکان ناشنوا در سطحی بین گروه نابینا و کودکان سالم قرار داشتند. این نتایج بیانگر آن است که اختلال بینایی تأثیر قابل توجه‌تری بر کاهش عملکرد تعادلی دارد. بنابراین، یافته‌ها ضرورت طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و توانبخشی هدفمند برای بهبود تعادل و کیفیت زندگی کودکان با اختلال بینایی را برجسته می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر مکانیسم های مولکولی ورزش درمانی در بازسازی عضلانی در بیماران دیابتی</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_3858.html</link>
      <description>چکیدهمقدمه و هدف: ورزش درمانی نقش مهمی در بازسازی عضلانی، بهبود وضعیت بیماران دیابتی دارد. در این مقالهبمکانیسم‌های مولکولی ورزش درمانی در بازسازی عضلانی بیماران دیابتی بررسی خواهد شد.روش: مرور و بررسی مکانیسم‌های مولکولی ورزش درمانی در بازسازی عضلانی در بیماران دیابتی از طریق، جست و جوی مقالات علمی به زبان‌های فارسی و انگلیسی از سال 2020 تا 2024 انجام شدو 11 مقاله با بیشترین ارتباط و کیفیت به عنوان مقالات نهایی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه‌های اطلاعاتی مورد استفاده برای جستجو شامل Scopus ،PubMed ، SID،JCR ،GoogleScholar ،WOS وScience Direct بودند.یافته‌ها: استفاده از تمرینات مقاومتی می تواند به عنوان یک روش موثر برایجلوگیری از دیابت باشد.همچنین سطوح بالای IL-6 بامقاومت به انسولین، اختلال در متابولیسم گلوکز و افزایش خطر عوارضی مانند نوروپاتی دیابتی و بیماری قلبیعروقی مرتبط است. تحقیق دیگری نشان داده است که ورزش هوازی می‌تواند از آتروفی عضلانی ناشی از متیلگلیوکسال جلوگیری کند. مقاله دیگر نشان می‌دهد که افزایش بیان GLUT4 موجب بهبود حساسیت به انسولین وسلامت متابولیک کل بدن می‌شود. پژوهش دیگری استفاده از سلول‌های ماهواره‌ای برای تبدیل و تولید سلول‌هایبتای جدید در بیماران دیابتی را به عنوان یک روش درمانی بررسی کرده است.نتیجه‌گیری: ورزش درمانی با فعال‌سازی مسیرهای مولکولی مانند AMPK و PI3K/Akt و تعدیل التهاب و استرساکسیداتیو، بازسازی عضلات و سلامت کلی بیماران دیابتی را بهبود می‌بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای اثر یک جلسه تمرینات پلاریزه و هوازی بر شاخص های التهابی : پروتئین واکنشی c و کراتین فسفوکیناز</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_3861.html</link>
      <description>هدف این مطالعه، بررسی و مقایسه تأثیر یک جلسه تمرین پلاریزه و هوازی بر شاخص‌های التهابی ازجمله سطح پروتئین واکنشی c و کراتین فسفوکیناز در دختران فعال بود. جامعه هدف این تحقیق، شامل دانشجویان دختر فعال دانشگاه محقق اردبیلی در محدوده سنی 18 تا 26 سال بود که از نظر جسمانی فعال بوده و سابقه حداقل 6 ماه تمرین ورزشی در سطح متوسط را داشتند، که به‌طور تصادفی در سه گروه تمرین هوازی، تمرین پلاریزه و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل یک جلسه تمرینات پلاریزه با 90 و 70 % ضربان قلب بیشینه و تمرینات هوازی با 70% ضربان قلب بیشینه بود. سطح CRP با استفاده از کیت Gptec-Belgium و CPK با استفاده از کیت Biorex fars-Iran اندازه‌گیری شدند.داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و در سطح معناداری5 0/0&amp;amp;gt;P تحلیل شدند.نتایج این پژوهش نشان داد که یک جلسه تمرین هوازی در دختران فعال و جوان اثر افزایشی بر سطوح CPK و اثر کاهشی برسطوح CRP دارد. (0.001=P) (0.005=P) ورزش پلاریزه تاثیرات معنی دار برسطوح CRP نداشت. (0.33=P) اما باعث افزایش سطوح CPK شد. (0.001=P)احتمالا یک جلسه تمرین هوازی اثر افزایشی بر سطوح CPK و اثر کاهشی برسطوح CRP دارد. ورزش پلاریزه تاثیرات متفاوتی بر شاخص‌های زیستی بدن دارد. عدم تغییر معنی‌دار سطوح CRP نشان‌دهنده التهاب پایین مرتبط با این نوع ورزش است، در حالی که افزایش سطوح CPK بازتابی از استرس عضلانی و تطبیق بدن با شدت تمرینات است.به نظر می رسد کوتاه تر بودن زمان تمرینات پلاریزه امتیاز مثبتی برای این روش تمرینی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عنوان : بررسی یک جلسه فعالیت ورزشی فزاینده وامانده ساز بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در مردان چاق</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4052.html</link>
      <description>چاقی یکی از مشکلات ناشی از عدم تعادل در سوخت و ساز است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات طی یک جلسه فعالیت ورزشی وامانده‌ساز در مردان چاق است. در این پژوهش 15 نفر از مردان چاق به عنوان نمونه که به‌صورت داوطلبانه شرکت داشتند. آزمون ورزشی فزاینده وابسته به فرد را بر روی تردمیل اجرا کردند. قبل از اندازه‌گیری شاخص‌های اصلی تحقیق اندازه‌گیری شاخص‌های آنتروپومتریکی و ضربان قلب استراحت، و هنگام فعالیت ورزشی ثبت گردید. گازهای تنفسی آزمودنی ها با استفاده از گاز آنالایزر در حالت پایه و بر روی نوارگردان تا ریدن به واماندگی جمع آوری شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آمار استنباطی (آزمون آماری اندازه‌گیری مکرر) با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. سطح معناداری در این تحقیق کمتر از 5 درصد در نظر گرفته شد.یافته‌های پژوهش نشان داد در یک جلسه تمرین فزاینده وامانده ساز میزان میانگین و انحراف معیار اکسیداسیون چربی در آستانه بی‌هوازی 79/0&amp;amp;plusmn;8/2- و در آستانه هوازی 48/0&amp;amp;plusmn;86/0- و میزان میانگین و انحراف معیار اکسیداسیون کربوهیدرات در آستانه هوازی 97/1&amp;amp;plusmn;45/6 و در آستانه بی‌هوازی 97/1&amp;amp;plusmn;61/8 می‌باشد و همچنین بین میزان اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در تمام مراحل متعاقب یک جلسه فعالیت ورزشی فزاینده وامانده ساز تفاوت معناداری مشاهده شد (001/0P&amp;amp;le;). بود.احتمالاً ورزش تأثیر مثبتی در کاهش عوامل خطر قلبی- عروقی، اختلالات چربی، مقاومت به انسولین و عدم تحمل گلوکز در افراد غیرفعال دارد. چرا که اکسیداسیون چربی را افزایش می‌دهد و کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر تعاملی هشت هفته تمرین HIIT و مصرف مکمل رزوراترول بر سطوح سرمی برخی شاخص های التهابی در زنان چاق غیرفعال</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4355.html</link>
      <description>مقدمه: چاقی با ایجاد التهاب در بافت چربی موجب ترشح انواع آدیپوکاین‌ها، سایتوکاین‌ها و کموکاین‌ها می‌شود. لذا، هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تعاملی تاثیر هشت هفته تمرین HIIT و مصرف مکمل رزوراترول بر سطوح سرمی سسترین2، رزیستین، اینترلوکین 1 بتا و TNF-&amp;amp;alpha; در زنان چاق غیرفعال است. روش تحقیق: در این پژوهش نیمه تجربی و کاربردی، 40 زن چاق به صورت تصادفی به چهار گروه تمرین(10 نفر)، مکمل(10 نفر)، تمرین+مکمل(10 نفر) و کنترل(10 نفر) تقسیم و پروتکل HIIT به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته اجرا کردند. آزمودنی‌های گروه مکمل و تمرین+مکمل به مدت هشت هفته روزانه یک عدد کپسول کوئترول رزوراترول ۲۵۰ میلی‌گرم به عنوان مکمل استفاده کردند. . داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تک‌راهه و t زوجی در سطح معنی‌داری (P&amp;amp;lt;0/05) تحلیل شدند.یافته ها: بین گروه‌ کنترل و تمرین + مکمل در سسترین2، رزیستین، اینترلوکین 1 بتا و TNF-&amp;amp;alpha; ، بین گروه تمرین و گروه‌ کنترل در سسترین2، رزیستین و TNF-&amp;amp;alpha; و نیز بین گروه کنترل و مکمل در رزیستین، اینترلوکین1بتا و TNF-&amp;amp;alpha; اختلاف معنی‌دار بود. نتایج آزمون t همبسته نشان داد که در گروه‌های تمرین و مکمل+تمرین مقادیر پس آزمون سسترین2 (001/0p=) نسبت به پیش آزمون افزایش و مقادیر پس آزمون رزیستین(001/0p=)، اینترلوکین 1 بتا(001/0p=) و TNF-&amp;amp;alpha;(001/0p=) نسبت به پیش آزمون کاهش یافته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه می‌توان نتیجه‌گیری کرد که هشت هفته تمرین HIIT و مصرف مکمل رزوراترول موجب بهبود سطوح سرمی سسترین2، رزیستین، اینترلوکین 1 بتا و TNF-&amp;amp;alpha; در زنان چاق غیرفعال می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین تناوبی شدید و مکمل‌سازی زنجبیل بر شاخص‌های مسیر AMPK/SREBP-1c/ACC در موش‌های نر صحرایی مبتلا به کبد چرب غیرالکلی</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4451.html</link>
      <description>مسیر سیگنالینگ AMPK/SREBP-1c/ACC با مهار سنتز چربی، نقش کلیدی در کاهش تجمع چربی کبدی دارد. این پژوهش به بررسی تأثیر تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مکمل‌سازی زنجبیل بر این مسیر در موش‌های صحرایی نر مبتلا به کبد چرب غیرالکلی پرداخت.پس از القای بیماری کبد چرب با رژیم پرچرب به مدت ۱۲ هفته، موش‌ها در پنج گروه (کنترل سالم، کنترل بیمار، ورزش، مکمل زنجبیل و ترکیبی) قرار گرفتند. گروه‌های مداخله به مدت ۸ هفته تحت برنامه تمرینی HIIT یا مکمل‌گیری زنجبیل (یا هر دو) قرار گرفتند.یافته‌ها نشان داد که بیان ژن AMPK در تمام گروه‌های تحت مداخله در مقایسه با گروه کنترل بیمار افزایش معنی‌داری یافت، در حالی که سطح بیان ژن‌های SREBP-1c و ACC کاهش معنی‌داری نشان داد. همچنین، گروه کنترل بیمار در مقایسه با گروه کنترل سالم، کاهش معنی‌دار در AMPK و افزایش معنی‌دار در SREBP-1c و ACC را نشان داد. با این حال، بین سه گروه مداخله‌ای تفاوت معنی‌داری از نظر تغییرات بیان ژن‌ها مشاهده نشد.نتیجه‌گیری نهایی : هر دو روش تمرین تناوبی شدید و مکمل‌سازی زنجبیل - چه به صورت جداگانه و چه ترکیبی - قادر به تنظیم مسیر سیگنالینگ AMPK/SREBP-1c/ACC هستند و می‌توانند از تجمع چربی کبدی و عوارض بیماری کبد چرب غیرالکلی پیشگیری کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات نیمرخ متابولومیکی به دنبال ورزش‌های انفرادی و استقامتی: یک مطالعه مروری نظام‌مند</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4455.html</link>
      <description>تمرین ورزشی غلظت بسیاری از متابولیت‌ها را تغییر می‌دهد، متابولیت‌ها مولکول‌های کوچکی‌اند (5/1 کیلو دالتون) که توسط واکنش‌های متابولیسم درون سلول متابولیزه می‌شوند. این مرور سیستماتیک یک ارزیابی کیفی از 25 مطالعه مبتنی بر متابولومیک را ارائه می‌کند که در دهه گذشته به بررسی تغییرات متابولوم انسانی ناشی از رقابت‌های ورزشی می‌پردازد. این مطالعات تغییرات زیادی را در متابولیت‌های مرتبط با لیپید‌ها، چربی‌ها و کربوهیدرات‌ها گزارش کردند که بیش از 100 مورد در عرض چند ساعت پس از ورزش دو برابر یا بیشتر شد. تغییرات متابولیت، حتی پس از ورزش شدید، معمولاً پس از یک روز ریکاوری به سطح تقریباً قبل از تمرین باز می-گردد.روش‌های مرور و منابع داده‌هادر این مطالعه یک بازبینی سیستماتیک با پیروی از دستورالعمل‌های PRISMA صورت پذیرفته است و مطالعات متابولومیک انسانی که غلظت متابولیت‌ها را قبل و ظرف 24 ساعت پس از ورزش استقامتی در خون، بزاق، ادرار یا عرق بدن گزارش کردند مورد بررسی قرار گرفته است.نتیجه‌گیری: در انواع مختلف رقابت‌های ورزشی، رشته ورزشی مد نظر اغلب به طور مداوم میانگین غلظت متابولیت‌های متعلق به متابولیسم انرژی و سایر شاخه‌های متابولیسم را تغییر می‌دهد. این مجموعه داده یک منبع مفید برای کسانی است که مایل به مطالعه متابولیسم تمرین ورزشی در انسان هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر یک دوره تمرینات مقاومتی کل بدن و مصرف عصاره بابونه بر شاخص‌های همودینامیکی و سطح نبض اکسیژن در زنان مبتلا به دیابت نوع دو</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4463.html</link>
      <description>چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع ۲ معمولاً با افزایش فشار خون و اختلالات همودینامیک همراه است که خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی را افزایش می‌دهد. به نظر می‌رسد مصرف بابونه و انجام تمرین TRX بتواند در بهبود این شاخص‌ها مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر ۱۰ هفته تمرین TRX به همراه مصرف عصاره بابونه بر شاخص‌های همودینامیک و نبض اکسیژن در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود.

مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی، ۴۴ زن مبتلا به دیابت نوع ۲ (میانگین سن ۵۱/۲۵ سال، BMI=۳۰/۲۴ کیلوگرم بر متر مربع) به‌صورت تصادفی به چهار گروه ۱۱ نفره شامل: تمرین TRX+بابونه، تمرین TRX+دارونما، بابونه، و دارونما تقسیم شدند. تمرین TRX به‌مدت ۱۰ هفته و سه جلسه در هفته با شدت ۱۳ تا ۱۷ بورگ انجام شد. گروه‌های مداخله روزانه ۱/۵ گرم عصاره بابونه یا دارونما را به‌صورت کپسول دریافت کردند. شاخص‌های همودینامیک و نبض اکسیژن در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون اندازه‌گیری و داده‌ها با آزمون‌های آنالیز واریانس یک‌راهه، تعقیبی توکی و t همبسته تحلیل شدند.

یافته‌ها: پس از مداخله، فشار خون سیستولی و دیاستولی، ضربان قلب استراحتی، میانگین فشار شریانی و حاصل‌ضرب دوگانه در گروه‌های مداخله کاهش و نبض اکسیژن افزایش معناداری داشتند (p≤0.05). بیشترین بهبود در گروه تمرین+بابونه مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: تمرین TRX و مصرف عصاره بابونه موجب بهبود شاخص‌های همودینامیک و افزایش نبض اکسیژن در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ می‌شوند. ترکیب این دو مداخله می‌تواند رویکردی ایمن و مؤثر در کاهش خطرات قلبی‌عروقی این بیماران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر دو برنامه تمرینی پلایومتریک با شدت‌های مختلف بر عملکرد کاراته‌کاران جوان</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4464.html</link>
      <description>مقدمه: 
در کاراته، توانایی تولید انرژی سریع، توانایی تغییر جهت سریع، دفاع‌ها و جابجایی‌های انفجاری از اهمیت بسزایی برخوردار است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه تاثیر دو برنامه تمرینی پلایومتریک با شدت‌های مختلف (بالا و متوسط) بر عملکرد کاراته‌کاران جوان بود.
روش تحقیق: 
این مطالعه به‌صورت نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون و با مشارکت ۳۰ کاراته‌کار پسر جوان شهر قزوین انجام شد به‌صورت تصادفی در سه گروه (تمرین با شدت بالا، تمرین شدت متوسط و کنترل) با میانگین وزن 86/6 ± 46/60 کیلوگرم، میانگین قد90/5 ± 23/سانتی‌متر، میانگین سن 1 ± 32/16 سال و سال تقسیم شدند. مداخلات شامل دو برنامه تمرینی پلایومتریک با شدت متوسط و بالا سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته بود  . از آزمون شاپیروویلک برای طبیعی بودن داده‌ها، از آزمون کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه گروه‌ها استفاده گردید.
یافته ها: 
نتایج آزمون کوواریانس نشان داد که اختلاف معناداری در گروه‌ها وجود دارد (001/0    =P). آزمون تعقیبی بونفرونی اختلاف معنی‌داری بین گروه شدت بالا و کنترل برای توان بی‌هوازی، چابکی و قدرت انفجاری عضلات پایین تنه نشان داد (001/0=P  ). همچنین بین گروه کنترل با گروه تمرین با شدت متوسط در قدرت انفجاری عضلات پایین تنه نیز اختلاف معناداری مشاهده شد (001/0=P). 
نتیجه گیری: 
باتوجه به نتایج تمرینات پلایومتریک با شدت بالا می‌تواند در بهبود عملکرد (توان بی‌هوازی، چابکی و قدرت عضلات پایین تنه) کاراته کاران جوان مؤثر باشد. همچنین تمرینات با شدت متوسط تنها می‌تواند در بهبود قدرت عضلات پایین تنه کاراته کاران جوان مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات سرمی SDF-1α، اینترلوکین-۲ و مالون‌دی‌آلدهید پس ازهشت هفته HIIT با فرکانس پایین در هاکی‌بازان دختر</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4467.html</link>
      <description>تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) یک رویکرد کارآمد برای بهبود عملکرد ورزشی و سلامت است. با این‌حال، تأثیر تمرین HIIT کم‌فرکانس (یک جلسه در هفته) بر شاخص‌های بیوشیمیایی مرتبط با ترمیم و استرس اکسیداتیو در ورزشکاران زنی که در فعالیت‌های انفجاری مشارکت دارند، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه به بررسی اثرات هشت هفته‌ HIIT کم‌فرکانس بر سطح سرمی اینترلوکین-۲ (IL-2)، مالون‌دی‌آلدئید (MDA)، و فاکتور مشتق از سلول‌های استرومال-۱α (SDF-1α) در هاکی‌بازان دختر پرداخت.
روش تحقیق: 
بیست هاکی‌بازان دختر (میانگین سن: ۲۲.۵ سال) به‌طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: کنترل (۱۰ نفر، روند عادی) و تجربی (۱۰ نفر، HIIT). گروه تجربی به‌مدت هشت هفته یک جلسه هفتگی HIIT) ۸ بار ۳۰ ثانیه با ۹۰ ثانیه بازیافت) انجام دادند. نمونه‌های خونی در پیش‌آزمون و پس‌آزمون جمع‌آوری شدند و غلظت سرمی IL-2، MDA، و SDF-1α توسط روش‌های استاندارد اندازه‌گیری شد. تحلیل آماری با استفاده از تست t دو‌نمونه‌ای انجام شد.
یافته ها: 
اینترلوکین-۲ در هر دو گروه افزایش یافت (کنترل: 8.01 → 11.43 pg/ml ؛ تجربی: 5.93 → 7.95 pg/ml) اما بدون معناداری (p&amp;amp;gt;0.4). مالون‌دی‌آلدئید در هر دو گروه کاهش یافت (کنترل: 1.95 → 1.66 µM ؛ تجربی :1.99 → 1.77 µM) نیز بدون معناداری (p&amp;amp;gt;0.4) با این‌حال، فاکتور مشتق از سلول‌های استرومال-۱α افزایش معنادار در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل نشان داد نتیجه گیری: 
هشت هفته HIIT کم‌فرکانس محور ترمیمی را فعال کرد درحالی‌که تعادل التهابی و اکسیداتیو حفظ شد. این رویکرش کم‌حجم برای ورزشکاران با برنامهٔ رقابتی فشرده کارآمد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح پلاسمایی COX-2 در مردان سالمند غیرفعال</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4469.html</link>
      <description>سیکلواکسیژناز-2  (COX-2) آنزیمی است که با التهاب و بیماری‌های مختلف مرتبط با سن همراه است و سطح ان در سالمندی افزایش می یابد. از این رو هدف از انجام تحقیق حاضر  بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح پلاسمایی COX-2 در مردان سالمند غیرفعال می باشد. در تحقیق نیمه تجربی حاضر تعداد 30 نفر مرد سالمند با دامنه سنی 60 تا 74 سال به صورت هدفمند انتخاب و سپس بطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی، به مدت هشت هفته و با تواتر سه جلسه در هفته و با شدت 75-50 درصد ضربان قلب ذخیره براساس اصل اضافه بار تدریجی تمرین را انجام دادند. گروه کنترل در هیچ برنامه تمرینی شرکت نکردند. 48 ساعت قبل و بعد از دوره تمرین در هر دو گروه و بصورت همزمان نمونه گیری خونی انجام شد و سطوح پلاسمایی  COX-2به روش سنجش پروتئینی الایزا اندازه گیری شد. از آزمون تحلیل کوواریانس (آنکوا) جهت مقایسه متغیرها در دو گروه استفاده شد. داده ها در سطح معنی داری 0.05 و به کمک نرم افزار SPSS-23 تجزیه و تحلیل شدند.  نتایج نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی منجر به کاهش معنی دار سطوح پلاسمایی  COX-2 در مردان سالمند غیرفعال شد (05/0 &amp;amp;gt; P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر توصیه می شود افراد سالمند جهت کاهش التهاب و درنتیجه کنترل بیماری های مرتبط با التهاب  در سالمندی از تمرینات ورزشی هوازی در برنامه روزانه خود بهره مند شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیر مصرف دوزهای مختلف مکمل ژل رویال متعاقب یک فعالیت بدنی وامانده ساز بر میزان اینترلوکین-6 و اینترلوکین-2 در فوتبالیست‌های پسر نوجوان</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4470.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف تأثیر مصرف دوزهای مختلف مکمل  ژل رویال متعاقب یک فعالیت بدنی وامانده ساز بر میزان اینترلوکین-6 و اینترلوکین-2 در فوتبالیست‌های پسر نوجوان انجام شد.
روش تحقیق: 
در این مطالعه نیمه تجربی فوتبالیست‌های نوجوان با میانگین سنی8/1± 7/16به طور تصادفی درسه گروه دارونما، گروه‌  دوز ۱ گرم ژل رویال و گروه  دوز 5/4 گرم ژل رویال به طور مساوی (10 نفرِ) قرار گرفتند. بلافاصله بعد از اجرای تست وامانده ساز بروس، آزمودنی‌های مکمل ژل رویال را در گروه‌های مکمل مصرف کردند. میزان اینترلوکین-6 و اینترلوکین-2 سرم بلافاصله و 24 ساعت پس از آزمون اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌ تحلیل آنکوا در سطح معنی‌داری 0.05≥P بررسی شدند.
یافته ها: 
در طول آزمون تی زوجی در گروه ژل رویال دوز 4.5 گرم مقادیر اینترلوکین-6 کاهش و میزان اینترلوکین-2  افزایش معنادار داشته است (05/0P&amp;amp;lt;). گروه ژل رویال دوز 4.5 میلی‌گرم کاهش بیشتری در مقادیر  اینترلوکین-6 (19درصد) و افزایش بیشتری در مقدار اینترلوکین-2 (6.43 درصد) نسبت به پیش‌آزمون نشان می‌دهد. استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس جهت مقایسه نتایج بین گروهی اختلاف معناداری را در شاخص اینترلوکین-6 (01/0= P، 71/8=F) و اینترلوکین-2 (01/0= P، 23/5=F) نشان داد. 
 نتیجه گیری:
احتمالا مصرف حاد دوز ۴.۵ گرمی ژل رویال بلافاصله پس از فعالیت شدید می‌تواند پاسخ التهابی را با کاهش اینترلوکین-6 در نوجوانان فوتبالیست سرکوب و پاسخ ایمنی تنظیمی را با افزایش اینترلوکین-2 را تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش لاکتات ناشی از تمرینات تناوبی شدید بر فعالسازی محور MCT2–GPX4–BDNFو بهبود عملکرد آنتی‌اکسیدانی در هیپوکمپ در رت‌ های نر نژاد ویستار مبتلا به دیابت نوع ۲</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4475.html</link>
      <description>مقدمه: این مطالعه اثر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محور لاکتات&amp;amp;ndash;MCT2&amp;amp;ndash;GPX4&amp;amp;ndash;BDNF و نقش آن در عملکرد میتوکندری و تجمع آمیلوئید بتا (A&amp;amp;beta;) در هیپوکمپ رت‌های نر مبتلا به دیابت نوع ۲ را بررسی کرد.مواد و روش‌ها:۳۲ رت نر ویستار به چهار گروه کنترل سالم (CO)، تمرین (EX)، دیابت نوع ۲ (CO+DB) و دیابت همراه تمرین (DB+EX) تقسیم شدند. دیابت با رژیم پرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین (۳۵ میلی‌گرم/کیلوگرم) القا شد. گروه‌های تمرینی ۸ هفته پروتکل HIIT روی تردمیل (۴&amp;amp;ndash;۱۰ وهله با ۸۰&amp;amp;ndash;۱۰۰٪ Vmax) را انجام دادند. لاکتات سرم و پروتئین‌های MCT2، BDNF و GPX4 هیپوکمپ با ELISA و وسترن بلات اندازه‌گیری شدند. تفاوت گروه‌ها با ANOVA یا کروسکال والیس و آزمون‌های تعقیبی تحلیل شد (P &amp;amp;lt; 0.05).نتایج:گروه CO+DB افزایش معنی‌دار گلوکز خون، مقاومت به انسولین و تجمع A&amp;amp;beta; و کاهش MCT2، BDNF و GPX4 داشت (P &amp;amp;lt; 0.0001). HIIT موجب افزایش لاکتات سرم و این پروتئین‌ها و کاهش تجمع A&amp;amp;beta; در گروه DB+EX شد (P &amp;amp;lt; 0.0001)، نشان‌دهنده بهبود عملکرد میتوکندری و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی بود.نتیجه‌گیری:HIIT با افزایش لاکتات و فعال‌سازی محور MCT2&amp;amp;ndash;GPX4&amp;amp;ndash;BDNF عملکرد میتوکندری را تقویت و تجمع پروتئین‌های نوروتوکسیک را کاهش می‌دهد و نقش محافظ عصبی در برابر اختلالات شناختی دیابتی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرین آمادگی جسمانی ویژه ژیمناستیک و مکمل‌سازی سیترولین‌مالات بر GH، IGF-1، تستوسترون، miR-1 وmiR-206 سرمی و توان انفجاری ژیمناست‌های پسر نوجوان</title>
      <link>https://rsph.uma.ac.ir/article_4491.html</link>
      <description>مقدمه: 
سیترولین‌مالات به‌عنوان یک مکمل مؤثر در بهبود عملکرد ورزشی و تعدیل پاسخ‌های آنابولیک مطرح شده است، اما شواهد محدودی درباره اثر آن در ژیمناست‌های نوجوان وجود دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین آمادگی جسمانی ژیمناستیک همراه با مصرف سیترولین‌مالات بر GH، IGF-1، تستوسترون، miR-1، miR-206 و شاخص‌های توان انفجاری در ژیمناست‌های پسر نوجوان بود.
روش تحقیق: 
در این مطالعه نیمه‌تجربی، 20 ژیمناست پسر 10 تا 14 ساله به‌صورت تصادفی در دو گروه تمرین + سیترولین‌مالات (TCM) و تمرین + دارونما (TPL) قرار گرفتند. مداخله شامل هشت هفته تمرین مهارتی و آمادگی جسمانی ژیمناستیک بود. نمونه‌های خونی 48 ساعت پیش از شروع و 48 ساعت پس از پایان دوره تمرینی اخذ شد. توان انفجاری با آزمون‌های پرتاب مدیسن‌بال و پرش سارجنت ارزیابی گردید. داده‌ها با آزمون تی همبسته و تحلیل کوواریانس در سطح 05/0&amp;amp;gt;p تحلیل شدند.
یافته ها: 
در گروه TCM افزایش معنی‌داری در GH ، IGF-1  ، پرتاب مدیسن‌بال  و پرش سارجنت  مشاهده شد (p&amp;amp;lt;0.05)، در حالی‌که miR-1 و miR-206 کاهش معنی‌داری نشان دادند (p&amp;amp;lt;0.05). تغییرات تستوسترون در هیچ کدام از گروه‌ها معنی‌دار نبود (523/0=P). در ادامه، تحلیل‌های بین‌گروهی نشان داد که تغییرات  ایجاد شده همگی به‌طور معنی‌داری به نفع گروه TCM بود.
نتیجه گیری:
هشت هفته تمرین آمادگی جسمانی ویژه ژیمناستیک و مصرف مکمل سیترولین‌مالات موجب تقویت پاسخ‌های آنابولیک (افزایش GH و IGF-1)، تعدیل بیان miRNAهای  و بهبود توان انفجاری در ژیمناست‌های نوجوان شد. به‌نظر می‌رسد این مکمل می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر برای بهینه‌سازی سازگاری‌های تمرینی در این گروه سنی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
